تا آسمانها..بنشینم روی کاناپه ،برایمان قهوه بیاورند،
من قلبم بترکد دستانم را روی صورتم بفشارم
گریه کنم ، گلایه کنم ، سرم را روی پاهایت جا بدهی :)
هق هق بزنم تو فقط لبخند بزنی :) دستت را روی موهایم بکشی :)
آرام در گوشم بگویی دیوانه ی من:)))
"ول کن جهان را قهوه مان یخ کرد"
+ یه تـیکه از شــعر
اســتاد عــلیـرضــا آذر
نا گفته ها بماند برای بعد..دروغ چرا ؟اصلا من دلم به اندازه ی تمام ثانیه های نبودنت برایت تنگ شده! اصلا چه میشد اگر تو از صفحه ی مانیتور بیرون می آمدی و فقط با من حرف میزدی؟!!انقدر به من لبخند نزن انقدر به چشمانم نگاه نکن عزیزِ دل...اینجا تنها کاری که بعد از رفتنت میشود کرد همین است که یک آهنگ بگذاری و کتاب ها برایت حرف بنویسی:)
+شاید دیگه ننویسم شاید..
دغدغه هایِ غیرِ تو مولا...
ما را در سایت دغدغه هایِ غیرِ تو مولا دنبال میکنید